پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - انقلاب اسلامى و بازتوليد بيدارى در فلسطين - ابوطالبى مهدى

انقلاب اسلامى و بازتوليد بيدارى در فلسطين
ابوطالبى مهدى

قسمت دوم

٢. بعد بين المللى
علاوه بر تأثيراتى كه انقلاب اسلامى ايران بر مردم فلسطين و مباحث و تحولات داخلى فلسطين داشت. تأثيرات فراوانى‌نيز در بعد بين المللى داشت كه در ذيل به آن‌ها مى‌پردازيم:
١٢. احياى مجدد بحث فلسطين در جهان اسلام
يكى از اقدامات امام خمينى در رابطه با فلسطين احياى بحث مظلوميت مردم فلسطين در بين مسلمانان و جهانيان و اتحاد مسلمين در موضع‌گيرى عليه اسرائيل است. به گونه‌اى كه مشكل فلسطين را مشكل جهان اسلام دانستند و عقيده داشتند كه رهايى قدس بايد دغدغه دينى مسلمانان باشد نه دغدغه ملى فلسطينيان. با اين حركت، مسأله فلسطين مسأله جهان اسلام شد. امام در پيام برائت از مشركين سال ١٣٦٦ در اين باره مى‌فرمايند:
»ملت‌هاى مسلمان بايد به فكر نجات فلسطين باشند و مراتب انزجار و تنفر خويش را از سازشكارى و مصالحه رهبران ننگين و خودفروخته‌اى كه به نام فلسطين، آرمان مردم سرزمينهاى غصب شده و مسلمانان اين خطه را به تباهى كشيده‌اند به دنيا اعلام [ كنند ] ... ملت‌هاى مسلمان از مبارزه با اين شجره خبيثه و ريشه‌كن كردن آن دست نخواهند كشيد(١)«.
حتى ايشان در زمان مبارزه با رژيم پهلوى كه يكى از ابعاد مبارزه ايشان با شاه بحث اسرائيل بود، تأكيد مى‌كنند كه مشكل ما با اسرائيل مشكل ايران نيست بلكه مشكل اسلام است:
»اى مردم عالم، بدانيد ملت ما با پيمان [ با ] اسرائيل مخالف است، اين ملت ما نيست، اين روحانيت ما نيست، دين ما اقتضا مى‌كند كه با دشمن اسلام موافقت نكنيم، قرآن ما اقتضا مى‌كند كه در مقابل صف مسلمين، با دشمن اسلام هم پيوند (پيمان) نشويم ...)(٢)
ايشان علاوه بر طرح اين مسأله در سخنرانى‌ها و پيام‌هايشان، طرحى عملى نيز ارائه كردند و آن اعلام روز جهانى قدس بود كه اين طرح باعث شد كه همه مسلمان‌هاى دنيا به طور علمى و لو در قالب يك اعتراض عمومى و تظاهرات، از فلسطين حمايت كنند. جالب اينست كه حتى ايشان روز قدس را هم مختص به فلسطين و قدس ندانستند بلكه از آن به عنوان روز مبارزه با مستكبرين ياد كردند:
»روز قدس يك روز جهانى است، روزى نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد، روز مقابله مستضعفين با مستكبرين است ... روز قدس فقط روز فلسطين نيست، روز اسلام است. روز حكومت اسلامى است ... روز امتياز حق از باطل است، روز جدايى حق از باطل است.«(٣)
يعقوب يحيى رهبر نهضت اسلامى نيجريه در مورد نقش انقلاب اسلامى در احياى بحث فلسطين در عالم به خصوص جهان اسلام، مى‌گويد:
»ويژگى دوم [ انقلاب اسلامى ] متحد كردن مسلمانان از هر گروه و فرقه و آشنا كردن آنان با يكديگر است، زيرا قبل از انقلاب برخى از مسلمانان نمى‌دانستند كه فلسطينى هم وجود دارد كه از طرف صهيونيست‌ها اشغال شده و حقوق مردمش غصب شده است ولى آنگاه كه امام ظهور كرد و انقلاب پيروز شد مسلمانان به اين امر پى بردند(٤)«
با توجه به آنچه ذكر شد روشن مى‌شود كه يكى از اثرات بين المللى انقلاب اسلامى و انديشه‌ها و عملكرد امام خمينى (ره) در مورد فلسطين، جهانى كردن مسأله فلسطين و جلوه دينى دادن به آن و گسترش بحث آن در اقصى نقاط عالم است.

٢ - ٢. شكستن ابهت آمريكا و اسرائيل و جلب اعتماد مردم به اسلام
يكى ديگر از اثرات انقلاب اسلامى بر فلسطين از بعد بين المللى شكسته شدن ابهت آمريكا و اسرائيل در ذهن فلسطينيان بود. انقلاب اسلامى ايران حركتى بود كه در مقابل بزرگترين دشمنان فلسطين يعنى آمريكا و اسرائيل ايستاد و عليرغم دفاع آنها از حكومت پهلوى توانست اين حكومت را ساقط كند و در حقيقت طعم شكست را به آمريكا و اسرائيل بچشاند. اين تنها پديده‌اى بود كه در برابر چشم فلسطينيان ابهت آمريكا و اسرائيل را شكست و نشان داد كه اينها نيز حتى با دست خالى ولى با اراده جمعى و با اتكا به دين مبين اسلام، شكست‌پذير هستند. دكتر فتحى شقاقى در اين مورد مى‌نويسد:
»هيچ چيز به اندازه انقلاب امام خمينى نتوانست ملت فلسطين را به هيجان آورد و احساسات آنها را برانگيزد و اميد را دردلهايشان زنده كند. با پيروزى انقلاب اسلامى ما به خود آمديم و دريافتيم كه آمريكا و اسرائيل نيز قابل شكست هستند. ما فهميديم كه با الهام از دين اسلام مى‌توانيم معجزه كنيم. از اين رو ملت مجاهدمان در فلسطين، انقلاب اسلامى و جمهورى‌اسلامى را به ديده تقدير مى‌نگرند و امام خمينى را از رهبران جاويد تاريخ مى‌دانند.(٥)«
مقاومت مردانه و دليرانه مردم ايران در ٨ سال دفاع مقدس در برابر متجاوزين عراقى كه مورد حمايت كشورهاى مختلف عربى، آفريقايى و از همه مهم‌تر تحت حمايت مادى و معنوى آمريكا و اسرائيل و كشورهاى بزرگ اروپايى بود، نشان داد كه على‌رغم حمايت كشورهاى مختلف از عراق به ويژه كشورهاى بزرگ آمريكايى و اروپايى مى‌توان با تكيه بر اسلام و حمايت‌هاى الهى و با استفاده از اعتقادات، ارزش‌ها و نمادهاى دينى هم‌چون اعتقاد به حيات پس از مرگ و اعتقاد به شهادت به عنوان پلى براى رسيدن به سعادت، در مقابل آن‌ها ايستادگى كرد و تن به ذلت و شكست نداد. اين مسأله نيز خود عامل ديگرى‌براى تقويت روحيه فلسطينى‌ها براى مبارزه با حكومتى مثل اسرائيل شد كه مورد حمايت مستقيم آمريكا و تمام كشورهاى اروپايى و تحت حمايت غير مستقيم كشورهاى عربى است.

٣ - ٢. ايجاد وحدت اسلامى و مشاركت بين المللى فلسطينى‌ها
يكى ديگر از اثرات انقلاب اسلامى ايجاد حس جمعى و وحدت اسلامى در بين مسلمانان جهان از جمله فلسطين بود. عملكرد فرافرقه‌اى امام خمينى (ره) در سطح جهان اسلام، موجب وحدت و همدلى مسلمانان و ايجاد نوعى علقه بين مسلمين حول محور اسلام شد.
شهيد فتحى شقاقى در مورد اين منطق وحدت بخش انديشه امام مى‌گويد:
»انقلاب اسلامى ايران يك انقلاب اسلامى به معناى وسيع قرآنى است... وجوه مشترك ميان دو بال مسلمانان، تسنن و تشيع، پيكره اين انقلاب را بر اساس خاستگاه‌ها، هدف‌ها، ابزارها و انگيزه‌هاى آن تشكيل مى‌دهند.(٦)«
اين علقه و وحدت اسلامى به گونه‌اى بود كه در كشورهاى مختلف اسلامى با فرقه‌هاى مذهبى مختلف حمايت‌هاى عملى از فلسطين صورت گرفت و حتى شيعيان جهان به ويژه ايرانيان نيز از مردم فلسطين و حركت جهادى آنها حمايت كردند ولو اينكه مى‌دانستند كه آنها سنى مذهب هستند.
در انديشه امام (ره)، صهيونيسم حركتى عليه اسلام و مسلمين است. لذا تلاش فكرى ايشان اين بود كه اين بحران از يك مقوله عربى به مقوله‌اى اسلامى تغيير يابد. اين انديشه امام بحث عرب وطنى و عجم ستيزى را نيز از بين برد. فؤاد عجمى يكى‌از صاحب‌نظران مسايل خاورميانه معتقد است كه امام خمينى رابطه شيعيان با جهان عرب و نمادهاى آن را زير و رو كرد. چرا كه امام آيين عرب وطنى در ميان مسلمانان را با اقدامى فرهنگى و اسلامى به كنار زد و آنان در روابطشان با انقلاب اسلامى آيين پيشين را كه مبتنى بر عجم‌ستيزى و شيعه‌ستيزى بود كنار گذاشتند.(٧)
اين نوع حركت همدلى در خود فلسطينى‌ها نيز به وجود آمد به طورى كه ديديم در جريان حمله آمريكا به عراق و كشتار شيعيان، فلسطينى‌هاى اهل تسنّن در حمايت از مردم عراق كه اكثراً بودند تظاهرات كردند و اعتراض خود را نسبت به عملكرد آمريكا در عراق نشان دادند. اين حس ايجاد شده در مردم فلسطين و مشاركت بين‌المللى آنها در مسائل جهان اسلام در سطح بين الملل نتيجه همان انديشه و عملكرد فرافرقه‌اى امام خمينى (ره) بود.

ب. علت تأثيرپذيرى فلسطين از انقلاب اسلامى ايران
بازتاب‌ها و تأثيرات فراوان انقلاب اسلامى بر فلسطين نتيجه دو عامل مهم بوده است:
١. انديشه‌ها و تفكرات حاكم بر گفتمان انقلاب اسلامى ايران
يكى از عوامل مهم تأثيرگذار در بازتاب انقلاب اسلامى بر فلسطين و جذب رهبران فلسطينى و توده مردم به اين حركت و الگوگيرى از آن، انديشه‌ها و تفكرات حاكم بر انقلاب اسلامى بود كه اين تفكرات عمدتاً حاصل انديشه‌هاى حضرت امام (ره) بود. اهم اين انديشه‌ها عبارتند از:
١. عدم جدايى دين از سياست
٢. تأكيد بر حفظ عزت اسلام و مسلمين
٣. وجهه جهادى و انقلابى انديشه امام (ره)
٤. انديشه فرافرقه‌اى حضرت امام (ره)
٥. استعمارستيزى و استكبارستيزى
احياى تفكر جدايى دين از سياست و تأكيد نظرى و عملى امام بر اين مسأله و بروز نتيجه عملى آن در پيروزى انقلاب اسلامى ازعوامل جذب فلسطينى‌ها به انقلاب و استفاده از آن به عنوان الگوى عملى بود و موجب تمركز فعاليت‌هاى سياسى‌فلسطينيان حول محور دين اسلام و تأثير آن در عملكرد آن‌ها در مبارزه با اسرائيل شد.
تأكيد حضرت امام بر حفظ عزت اسلام و مسلمين و تأكيد بر اين‌كه رهايى قدس از دست اسرائيل يكى از جلوه‌هاى اين عزت است، تأثير شگرفى بر تقويت روحيه فلسطينيان در راه آزادى قدس و انتفاضه گذاشت. به علاوه ادبيات و عملكرد فرافرقه‌اى‌امام خمينى (ره) در سطح جهان اسلام و تأكيد ايشان بر پيروى از قرآن و وحدت و همدلى مسلمانان موجب ايجاد نوعى علقه بين مسلمين حول محور اسلام و مايه جذب فلسطينى‌هاى سنّى به امام خمينى (ره) و شيوه‌هاى مبارزاتى ايشان شد. شهيد فتحى شقاقى در مورد اين منطق وحدت بخش انديشه امام مى‌گويد:
»انقلاب اسلامى ايران يك انقلاب اسلامى به معناى وسيع قرآنى است ... وجوه مشترك ميان دو بال مسلمانان، تسنن و تشيع، پيكرده اين انقلاب را بر اساس خاستگاه‌ها، هدف‌ها، ابزارها و انگيزه‌هاى آن تشكيل مى‌دهد.«(٨)
برخى از نويسندگان مسلمان غير ايرانى معتقدند كه حتى طرح »ولايت فقيه« توسط امام خمينى (ره) به عنوان نظام سياسى حاكم بر ايران موجب نزديكى بيشتر شيعه و سنى در بحث رهبرى در اسلام شده است:
مفهوم »ولايت فقيه« به عنوان محور اصلى اجتهاد سياسى امام خمينى (ره) است، اختلاف مهم الهى سياسى بين دو مكتب فكرى عمده (شيعه و سنى) بر سر مسأله رهبرى را از ميان برداشته است. بدون تعارف مى‌توان گفت كه تقارب فكرى در مورد اين مسأله در جهان اسلام به حد اعلاى خود رسيده است ... خصوصيات و صفات رهبر و ترتيبات قانونى كه اكنون در ايران براى‌انتخاب رهبر اتخاذ شده است مشابه موضع اهل تسنن در مورد »خليفه« و مسائل مربوط به آن است.(٩)
شايد به همين دليل است كه بسيارى از علماى اهل تسنن نيز اكنون وجود دارند كه امام خمينى را رهبر امت مى‌دانند. و همين خود شاهدى است بر پيدايش تحول مثبت در موضع اهل تسنن... (١٠)
وجهه جهادى و انقلابى انديشه و عملكرد حضرت امام (ره) و روحيه استعمار ستيزى و استكبار ستيزى ايشان موجب جذب فلسطينى‌ها و الگوگيرى آن‌ها براى مبارزه با اسرائيل شد كه بزرگترين حامى آن استكبار جهانى بود و عليرغم اين حمايت‌ها با توجه به تجربه انقلاب اسلامى، فلسطينى‌ها جرأت مقابله و مبارزه با آن را در خود ديدند.
٢. حمايت و پشتيبانى عملى انقلاب اسلامى از فلسطين و مبارزات مردم آن.
دومين عامل مهم كه موجب تأثير انقلاب اسلامى بر فلسطين شد، حمايت‌ها و پشتيبانى عملى جمهورى اسلامى از فلسطين و مبارزات آن‌ها عليه اسرائيل بود. مهم‌ترين اين حمايت‌ها عبارتند از:

١ - ٢. اعلام روز قدس
يكى از اقدامات عملى حضرت امام (ره) پس از پيروزى انقلاب اسلامى در راستاى حمايت از مردم فلسطين، اعلام روز آخر ماه مبارك رمضان به عنوان روز جهانى قدس بود. ايشان در پيامى در سال ١٣٥٨ در اين رابطه مى‌فرمايند:
»من در طى ساليان دراز، خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نمودم ... من از عموم مسلمانان جهان ودولت‌هاى‌اسلامى مى‌خواهم كه براى كوتاه كردن دست اين غاصب و پشتيبانان آن به هم بپيوندند و جميع مسلمانان جهان را دعوت مى‌كنم آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را كه از ايام قدر است و مى‌توان تعيين كننده سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد به عنوان روز قدس انتخاب و طى مراسمى همبستگى بين‌المللى مسلمانان را در حمايت از حقوق قانونى مردم مسلمان اعلام نمايند. از خداوند متعال پيروزى مسلمانان را بر اهل كفر خواستارم.(١١)«
پس از اين تاريخ هر سال در روز قدس ايشان پيامى صادر مى‌كردند و با به كار بردن تعابيرى چون: »روز قدس روز مقابله مستضعفين بر مستكبرين؛ ان‌شاء الله در قدس نماز بخوانيم؛ در روز قدس اگر همه فرياد بزنند پيروز خواهند شد؛ آرزوى‌خواندن نماز وحدت در قدس و ...« همواره اين مسأله را مورد تأكيد قرار دادند و بحث روز قدس و حمايت مسلمين جهان از فلسطين را زنده نگهداشتند.

٢ - ٢. طرح مسأله فلسطين به مناسبت‌هاى مختلف در پيام‌هاى داخلى و بين المللى
امام از ابتداى دهه ٤٠ تا پايان عمر شريفشان همواره به مناسبت‌هاى مختلف در پيام‌ها و اعلاميه‌ها و مواضع داخلى و بين المللى خود بحث فلسطين و مشكل اسرائيل را مطرح مى‌كردند. از نمونه‌هاى دهه ٤٠ مى‌توان به موضع‌گيرى‌هاى ايشان عليه لايحه انجمنهاى ايالتى و ولايتى، پيام به مناسبت نوروز ٤٢، مخالفت با لايحه كاپيتولاسيون و ... اشاره كرد.
در طول دهه ٥٠ تا تحولات انقلاب اسلامى، امام همچنان در اعلاميه‌هاى مختلف در پاسخ به نامه‌هاى مردم، دانشجويان و علما بر حمايت از فلسطين تأكيد دارند. از جمله بايد به پيام ايشان در مورد جشن‌هاى ٢٥٠٠ ساله شاهنشاهى و انتقاد از اقدامات شاه در حمايت از اسرائيل، پيام در خصوص حمله فالانژها به فلسطينى‌ها، سخنرانى به مناسبت بزرگداشت اربعين شهداى قم در نجف، پيام به مناسبت اربعين شهداى تبريز، مخالفت با جريان كمپ ديويد در مصاحبه با خبرگزارى‌آسوشيتدپرس و پيام به دولت‌ها و ملل اسلامى در مورد جهاد همه جانبه عليه اسرائيل اشاره كرد كه در تمام اين موارد بر ضرورت مبارزه با اسرائيل و حمايت از فلسطين تأكيد دارند.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى هم در پيام‌ها و موضع‌گيرى‌هاى مختلف به مناسبت روز جهانى قدس، پيام برائت از مشركان حج، پيام به مناسبت مخالفت با صلح مصر واسرائيل، سخنرانى در ديدار با مردم، سفرا و مبارزان فلسطينى و لبنانى همواره به مخالفت با اسرائيل و حمايت از فلسطين پرداختند.(١٢)

٣ - ٢. تخصيص وجوهات شرعى براى كمك به فلسطين
يكى از حمايت‌هاى عملى انقلاب و امام از ملت فلسطين و مبارزه آنها عليه اسرائيل، صدور مجوز استفاده از وجوهات شرعى براى كمك به مبارزين عليه اسرائيل است. اين اقدام هم قبل از پيروزى انقلاب اسلامى بوده و هم بعد از آن ادامه داشته است. ايشان در تاريخ ١٣٤٧/٦/٦ در پاسخ به نامه گروهى از فداييان و جوانان مبارز فلسطين ضمن اعلام وجوب و ضرورت مبارزه با اسرائيل مجوز استفاده از مصرف زكات و ساير صدقات را براى رفع خطر اسرائيل در كمك به مدافعين و مبارزين صادر مى‌نمايند.(١٣) هم‌چنين ايشان در پيامى در تاريخ ٥٧/١/٢ در اين زمينه مى‌فرمايند:
»لازم است مسلمين خيرانديش، خصوصاً اهالى محترم ايران كه در خيرات پيشقدم هستند در اين امر حياتى به اسرع وقت در نجات آوارگان بى‌پناه به پا خيزند و با هر وسيله ممكن به كمك آن‌ها بشتابند ... و اگر بخواهند از سهم مبارك امام عليه السلام مصرف آوارگان و جنگ زدگان كنند. مجازند تا ثلث مصرف نمايند.(١٤)«
ايشان در مصاحبه با نماينده الفتح در همين سال نيز، اين مسأله را مورد تأكيد قرار داده و وجوب آن را گوشزد كردند.(١٥)

٤ - ٢. اعلام وجوب جهاد عليه اسرائيل
در طول دهه ٥٠ شمسى امام همچنان در اعلاميه‌هاى مختلف در پاسخ به نامه‌هاى مردم، دانشجويان و علما با واجب كردن جهاد بر تمام مسلمين، براى آزادسازى فلسطين و حمايت از گروه‌هاى مبارز فلسطينى اين امر را در اذهان و افكار عمومى‌مسلمانان زنده نگه داشت. به ويژه با جنگ رمضان ١٩٧٣ م با صدور پيامى به دولت‌ها و ملل اسلامى همه را به جهاد همه جانبه قاطع و به دور از اختلافات عليه اسرائيل فراخواندند و آنها را از فروش نفت به اسرائيل بر حذرداشتند. ايشان همزمان با اين پيام، پيام پرشورى نيز خطاب به ملت ايران ارسال كردند و در اين پيام ملت غيور ايران را موظف كردند كه از تأمين منافع آمريكا و اسرائيل در ايران جلوگيرى و با آن مبارزه كنند.(١٦) در تاريخ ١٣٥٧/٧/١٧ نيز ايشان اسرائيل را غده سرطانى ناميد و بر هر مسلمانى تجهيز عليه اسرائيل را لازم دانستند.(١٧)

٥ - ٢. مبارزه با اسرائيل يكى از اهداف انقلاب اسلامى
يكى از موارد اختلاف ميان امام و رژيم شاه بر سر مسأله فلسطين و حمايت شاه از اسرائيل بود. اولين موضع رسمى امام مقارن با آغاز مبارزات سياسى وى با رژيم پهلوى در ارتباط با عدم همسويى اين رژيم با تحريم نفتى عليه اسرائيل و قطع روابط ديپلماتيك هم با گام با كشورهاى اسلامى و عربى بود:
»يكى از جهاتى كه ما را در مقابل شاه قرار داده است، كمك او به اسرائيل است. من هميشه در مطالبم گفته‌ام كه شاه از همان اول كه اسرائيل به وجود آمد با او همكارى كرده و وقتى كه جنگ بين اسرائيل و مسلمانان به اوج خود رسيده بود شاه همچنان نفت مسلمين را غصب كرده، به اسرائيل مى‌داد و اين امر خود از عوامل مخالفت من با شاه بوده است.)(١٨)
با اين وصف مى‌توان گفت يكى از عوامل شروع انقلاب اسلامى ايران عملكرد نامناسب دستگاه سياست خارجى ايران در قبال اسرائيل و فلسطين بود. در پبام به مناسبت نوروز ١٣٤٢ نيز ايشان كشته شدن مسلمانان و روحانيت به دست دولت را به جهت حفظ منافع آمريكا و اسرائيل مى‌دانند. همچنين ايشان يكى از دلايل مخالفت با لايحه انجمن‌هاى ايالتى و ولايتى را فراهم كردن زمينه براى ظهور و سلطه صهيونيست‌ها در قالب بهاييت، بر تأسيسات و منابع ايران مى‌دانند.(١٩)
اين بحث در مبارزات امام به قدرى اهميت داشت كه يكى از اهداف و استراتژى‌هاى مهم و قطعى انقلاب به شمار مى‌آمد. امام هدف را در انقلاب اسلامى، اسلام، استقلال مملكت و طرد ايادى اسرائيل ذكر كرده است.(٢٠) در اين رابطه نيز آن چنان اين مبارزه جدى و سخت بود كه امام (ره) شديدترين نوع برخورد را براى اسرائيل تجويز كردند و فرمودند: »اسرائيل بايد از بين برود.« ايشان اين مسأله را در زمان و فضايى مطرح كرد كه غرب به ويژه آمريكا همواره از استراتژى بقاى اسرائيل سخن مى‌گفت و از آن حمايت مى‌كرد. نيكسون در اين رابطه مى‌نويسد:
»تعهد ما در برابر اسرائيل ريشه در ميراث جنگ دوم جهانى و علاقه اخلاقى و عقيدتى ما به حفاظت از دموكراسى دارد كه در مخاطره‌اند و هيچگاه رييس جمهورى يا كنگره آمريكا اجازه نخواهند داد كه اسراييل از ميان برود.« (٢١)
بعد از شروع جنگ تحميلى نيز امام همچنان از فلسطين و لبنان در مقابل اسرائيل دفاع مى‌كردند و بر اين نكته تأكيد داشتند كه تجاوز صدام به ايران حركتى است هدايت‌شده از طرف استكبار جهانى براى از بين بردن وحدت مسلمين تا مانع مقابله آنها با صهيونيسم شود. ايشان در مورد حركت صدام عليه ايران مى‌گويند:
اين ملعون براى نفع آمريكا عمل مى‌كند او براى چند كيلومتر زمين خشك لشگر كشى نمى‌كند و اين همه جمعيت اسلام را چه از آن طرف و چه از اين طرف به قتال وادارد و به كشتن بدهد ... و آن سلاح‌هايى كه ما در مقابل دشمن و در مقابل صهيونيسم و امپرياليسم بايد بكار بيندازيم به روى هم بكشيم.(٢٢)
بنابراين از نظر ايشان جنگ ايران و عراق نيز حركتى بود در راستاى كند كردن ائتلاف امت‌هاى مسلمان و تضعيف قدرت مادى و معنوى آن‌ها در مقابله با اسرائيل. به همين جهت هم معتقد بودند با شكست نهايى دولت عراق كه در حقيقت شكست توطئه آمريكا بود، راه براى آزادى بيت المقدس و نجات مردم لبنان و فلسطين باز خواهد شد. كورت والدهايم دبير كل سابق سازمان ملل در خصوص اثرات انقلاب اسلامى بر جهان و منطقه كه باجنگ نيز مهار نشد در كتاب خاطراتش مى‌نويسد:
»جنگ ايران و عراق از طرق مختلف هم اكنون به نقاط ديگر سرايت كرده است و اين تنها به لبنان محدود نمى‌شود. در نتيجه تصادم انقلاب اسلامى ايران و پان عربيسم عراق، شكاف تازه‌اى در جهان عرب ايجاد شد كه پيامد آن در ماجراى اسرائيل و فلسطين ناشناس است. ... اگر در كوتاه مدت توفيق حاصل نشود كه با ميانجيگرى جنگ پايان يابد ممكن است روزى سرتاسر جهان درگير اين جنگ وحشت‌انگيز شود.«(٢٣)
پس از پيروزى انقلاب اسلامى، ايران از متحدى استراتژيك براى اسرائيل به دشمنى استراتژيك و كانون انديشه نابودى‌اسرائيل تبديل شد و پيدايش انتفاضه در استمرار چنين انديشه‌اى محقق شد.

٦ - ٢. به رسميت نشناختن اسرائيل و ابراز اين مسأله به انحاء مختلف
يكى ديگر از اقدامات مهم جمهورى اسلامى در رابطه با حمايت از مردم فلسطين، به رسميت نشناختن اسرائيل و بروز آن در مسائل و برخوردهاى مختلف است. حضرت امام (ره) در مصاحبه با بولتن خبرى خاورميانه و هم‌چنين در مصاحبه با كانال سى. بى. اس. آمريكا اين مطلب را به صراحت اعلام كردند:
»ملت مسلمان ايران و هيچ مسلمانى و اصولاً هيچ آزاده‌اى اسرائيل را به رسميت نمى‌شناسد و ما همواره حامى برادران فلسطينى و عرب خود خواهيم بود ... اسرائيل مطرود ماست و براى هميشه نه نفت به او مى‌دهيم و نه آن را به هيچ وجه مى‌شناسيم.(٢٤)«
يكى از اقدامات جمهورى اسلامى در به رسميت نشناختن اسرائيل، اخراج مستشاران اسرائيلى از ايران است. امام خمينى (ره) در اين باره مى‌فرمايند:
»ما همين نظامى‌هاى آمريكايى را بيرون مى‌كنيم از ايران، مستشارها را بيرون مى‌كنيم از ايران و همان نظامى‌هاى‌اسرائيل و اين‌ها كه دارند زمين‌هاى مردم را مى‌بلعند و از بين مى‌برند منافع مسلمين را، اين‌ها را ما بيرونشان مى‌كنيم ان‌شاء الله.(٢٥)«
يكى ديگر از جلوه‌هاى به رسميت نشناختن اسرائيل تحريم فروش اموال مسلمين به آنهاست. امام خمينى (ره) در يكى از سخنرانى‌هاى خود مى‌فرمايند:
»بر همه حرام است كه اموال مسلمين را آن اموالى كه مال يك ملت است به باد بدهد و به دشمن‌هاى اسلام مثل اسرائيل بفروشد، اسرائيلى كه الان در حال جنگ است با مسلمين ...(٢٦)«
يكى ديگر از مهم‌ترين اقدامات جمهورى اسلامى ايران تعطيلى سفارت اسرائيل در ايران و جايگزينى سفارت فلسطين به جاى آن و قطع هرگونه رابطه اسرائيل بود. مجموعه اين حمايت‌ها موجب تقويت رابطه معنوى انقلاب اسلامى با مردم فلسطين در كنار حركت‌هاى سازمان يافته جهاد اسلامى شد.
مجموع تفكرات حاكم بر انقلاب اسلامى ايران و عملكرد ضد صهيونيستى و ضد اسرائيلى نظام جمهورى اسلامى و شخص حضرت امام (ره) از ابعاد مختلف داخلى و بين المللى موجب تقويت مبارزات ضد صهيونيستى مردم فلسطين شد كه اين مبارزه در حقيقت مبارزه جهان اسلام با استكبار و صهيونيسم بين الملل است. اين نوع بيدارى و آگاهى و تقويت روحيه مسلمانان و تكيه آن‌ها بر دين مبين اسلام به عنوان مهم‌ترين حامى و سلاح آن‌ها در برابر مستكبرين جهان، در تمام كشورها و ملت‌هاى مسلمان ديده مى‌شود. البته اين نكته وجود دارد كه از آنجا كه بسيارى از اين ملت‌هاى مسلمان اهل تسنن هستند، طبيعى است براى برپايى نظام اسلامى و حكومتى بر پايه احكام و دستورات اسلام، طبق انديشه‌هاى سياسى و نظام‌هاى‌سياسى مطلوب از نظر مذهب خود رفتار خواهند نمود و قطعاً اكثر آن‌ها از مدل جمهورى اسلامى در قالب ولايت فقيه پيروى نخواهند كرد؛ زيرا مطابق نظريات سياسى اهل تسنن نيست؛ هرچند به گفته كليم صديقى همين بحث ولايت فقيه نيز به دليل خصوصيات خاص خود، تشابهات و قرابت‌هايى بين شيعه و سنى ايجاد كرد. اما قطعاً توقع حضرت امام و ساير حاميان و طرفداران نظريه ولايت فقيه، تشكيل چنين نظامى در تمام كشورهاى اسلامى نيست؛ بلكه هدف اصلى بيدارى مسلمانان و امت جهان اسلام نسبت به اقدامات ضد اسلامى قدرت‌هاى بزرگ جهانى است كه رسماً تحت عنوان تز برخورد تمدن‌ها توسط نظريه‌پردازان آمريكايى مطرح شد. بنابراين ما معتقديم كه حركت امام خمينى در يك سطح موجب احياء مذهب تشيع به عنوان يك مذهب فعال و پويا و تحول‌گرا در سطح جهان شد به گونه‌اى كه در اثر اين حركت، بعد از انقلاب اسلامى تعداد محققان علاقمند به مطالعه راجع به شيعه دوازده امامى نيز به صورت فزاينده‌اى گسترش يافت.(٢٧) جوزف كاستيز در مورد تأثير انقلاب اسلامى بر احياء تشيع و تحرك شيعيان مى نويسد:
قبل از پيروزى (امام) خمينى شيعيان عربستان سعودى، كويت و بحرين عموماٌ به ضديت هاى پرخاشگرانه سياسى گرايش نداشتند. تنها پس از سال ١٩٧٨ بود كه افكار انقلابى درون وجدان و شعور كل اين جوامع كه از ديرباز مطيع وتسلمى و محتاط بودند، رسوخ كرد.(٢٨)
در يك سطح بالاتر حركت امام خمينى (ره) موجب احياء اسلامى فارغ از تفاوت‌هاى مذهبى شد و تأثير اين بيدارى در حركت‌هاى مختلف ملت‌هاى مسلمان در كشورهاى متعدد اسلامى ديده مى‌شود. هم‌چنين گسترش روزافزون علاقه مردم دنيا با گرايش‌هاى مذهبى و فكرى مختلف به اسلام و افزايش تعداد مسلمين به ويژه در كشورهاى آمريكايى و اروپايى شاهدى بر اين مدعاست. در يك سطح بالاتر از دو سطح قبلى، اين حركت به طور كلى موجب بيدارى دينى و توجه به ضرورت نياز به معنويت و دين در سطح جهان شد. به همين جهت است كه هاموند دركتابى به نام »قدسى در عصر عرفى« از كشورهاى جهان سوم به عنوان كشورهايى ياد مى‌كند كه پتانسيل بالايى در امر »بازقدسى شدن« پيدا كرده‌اند.(٢٩) بنابر آن‌چه گذشت بايد گفت كه انقلاب اسلامى ايران نه تنها موجب گسترش شيعه و بيدارى مسلمانان جهان شد بلكه موجب يك بيدارى دينى عمومى در جهان شد و به تعبيرى كلى‌تر وجدانهاى غربى را در دو بعد (دولتى و مردمى) تكان داد.(٣٠) وضوح اين مطلب به حدى است كه ريچارد نيكسون نيز بر اين تأثير عمومى انقلاب اسلامى اعتراف كرده و تصريح كرده كه بنيادگرايى ايرانى بر همه جهان تأثير عظيم خواهد گذاشت.(٣١) نكته مهم و اساسى در اين است كه غربى ها اعم از دولتى ها و نظريه پردازان به دليل مقابله جدى‌انقلاب اسلامى كه شعار و هدف اصلى آن حاكميت الله بر سرتاسر جهان است، با شعار اصلى غرب يعنى اومانيسم و حاكميت انسان، از گسترش اين شعار و بيدارى اسلامى و دينى در جهان واهمه دارند. چرا كه اين شعار و اين حركت در بعد نظرى چالشى عظيم بر نظريه هاى غربى ايجاد كرده(٣٢) و در بعد عملى نيز ملتهاى مختلف دنيا را نسبت به پوچى و نادرستى‌نظريه هاى موجود غربى و شعارهاى آنها آگاه نموده و عليه آنها برانگيخته است. لذا به دنبال اين هستند كه به نوعى سرپوش بر اين بيدارى جهانى بگذارند تا بلكه به نحوى بتوانند با آن مقابله كنند؛ اما شواهد و قرائن نشان مى دهد كه در سالهاى آينده تأثيرات بيشتر و كلان تر اين حركت عظيم را در دنيا شاهد خواهيم بود و قطعاٌ اين انقلاب حركتى است در راستاى‌زمينه سازى براى حركت نهايى در جهت استقرار حق و عدالت در سراسر جهان كه اميدواريم به زودى شاهد آن باشيم و اين انقلاب به آن انقلاب جهانى متصل گردد.

پى‌نوشت‌ها:
١ . امام خمينى، صحيفه نور، ج ٢٠، ص ١٠٩.
٢ . همان، ج ١، ص ٧٧.
٣ . امام خمينى؛ صحيفه نور، ج ٨، ص ٢٣٣.
٤ . سهراب هادى؛ امام خمينى و جهان معاصر، ص ٢١٥.
٥ . فتحى شقاقى، هفته نامه صبح صادق، سال اول، ش ٢، اول آبان ١٣٧٩، ص ١.
٦ . فتحى شقاقى، جهاد اسلامى، ص ٦٣.
٨. فتحى شقاقى، جهاد اسلامى، ص ٦٣.
٩. صديقى، كليم، نهضت‌هاى اسلامى و انقلاب اسلامى ايران، ترجمه سيد هادى خسروشاهى، ص ١٠٣.
١٠. همان، ص ١٠٣.
١١. امام خمينى؛ صحيفه نور، ج ٨، ص ٢٢٩.
١٢. ر.ك. صحيفه نور، ذيل عناوين لبنان، فلسطين، قدس و اسرائيل.
١٣. صحيفه نور، ج ١، ص ١٤٥ ١٤٤.
١٤. امام خمينى، صحيفه نور، ج ٢٢، ص ١٢٣.
١٥. تبيان، آثار موضوعى، دفتر چهارم، فلسطين از ديدگاه امام خمينى (ره)،ص ١٣٧ ١٣٦.
١٦. امام در برابر صهيونيسم، ص ٦٠ ٥٨.
١٧. همان، ص ٧٤.
١٨. صحيفه نور، ج ٤، ص ٣٢.
١٩. امام در برابر صهيونيسم، ص ٥١.
٢٠. صحيفه نور، ج ١، ص ٦٤.
٢١. نيكسون، پيشين، ص ٢٦٧.
٢٢. امام خمينى، صحيفه نور، ج ١٣، ص ١٢٧.
٢٣. كورت والدهايم، كاخ شيشه‌اى شكست، ترجمه عبدالرحمن صدريه، ص ٢٥٨.
٢٤. امام خمينى، صحيفه نور، ج ٣، ص ١٧٨، و ج ٤،ص ٥٢؛
٢٥. همان، ج ٣، ص ٢٠٦.
٢٦. همان، ج ٤، ص ٤٣ .
٢٨. جوزف كاستيز؛ ناآرامى شيعيان در خليج (فارس)، مندرج در تشيع، مقاومت و انقلاب، مجموعه مقالات كنفرانس بين‌المللى دانشگاه تل‌آويو، ١٩٨٤ص ٢٣٦،
٢٩. ر.ك: سعيد حجاريان، تأثير انقلاب اسلامى ايران بر نظريات علوم اجتماعى، مندرج در حضور، شماره ١٨، ص ١٤٧.
٣٠. عماد بِزى؛ امام خمينى (ره) در پژوهش‌هاى غربى، ترجمه مهدى اسدى، مندرج در مجله حضور ش ١٨، ص ١٧٥.
٣١.نيكسون پيشين ص ٣٦.
٣٢. ر.ك: ابوذر مظاهرى، نظريه‌هاى انقلاب و انقلاب نظريه‌ها، مندرج در مجله معرفت ش ٩٠، ويژه‌نامه علوم سياسى.